آزادی بیان
سلام! ای که حضورت چو شهد شیرین است
سرین خویش بجنبان که مهد تمکین است
تو طفل دایه یی دوری ولی کفن کش ما
به انتظار تو با پنجه بکس و قمچین است
اگر شنیده ای کین جا خوش است باید گفت
برای لت خوردن جای خوب تمرین است
میان موزیم ذهن ما عتیقه شدی
درین زمان که کم از کم زمان ماشین است
قدم زداخل یخچال فکر ما بردار
که هر چه بوده دراین کلّه ها قرنطین است
کسی ضمانت جانت نمی کند اینجا
به کف بگیر که هر جا نه جای تضمین است
شب گذشته که ذکر تو رفت می گفتند
که فیل اگر نبودلااقل که دلفین است
تو پشت ذایقۀ ما مگردکزبهرش
یکی ست گر شکلاداست یاکه سرگین است
دسامبر، 2003، کاکه تیغون
" خره شو"
گفتم که چه حال است، بگفتا : خره شو
گفتم نه خرم ، نه می شوم ، گفت : نشو
یکبار که خر شدم بگفتم کافیست
بازم تو مگو، بگفت : اوچن خره شو

